السيد أحمد الحسيني الاشكوري
41
شاعران فارسى سرا ( فارسي )
به فارسى و عربى گفته ، كتاب « سراج الظلمة و الرحمة » را در كيميا پرداخته است . او راست : صانع بديع كز اكسير حكمتش * تابنده ماه چه سيم شود آفتاب زر بىحد درود حق بمحمد كه گوهرش * اكسير معرفت بود هادى بشر بر ابن عم و آل مجيدش كه يكبهيك * در حل و عقد كار جهانند راهبر صلوا عليه ما بقي النجم في السما * صلوا عليه ما رفع الشمس و القمر صلوا على الدعاة إلى الهدى * كنز النجاة عند مليك و مقتدر و نيز گويد : اوست رب مجردات و بسيط * زير و بالا محاط و اوست محيط هرچه بالا نظير دارد زير * جلوه صنع كردگار قدير زير و بالاست صيقل ذاتش * آدم پاك پاك مرآتش و نيز او راست : اهل معنى كوس دانش آشكارا مىزنم * پرده را از روى برقعپوش بالا مىزنم لاف كى دانم گزاف اسمش چه باشد نزد من * من حكيمانه سخن گويم نه بى جا مىزنم من ندانم كذب را از صدق من دارم خبر * باطن كذاب را از صدق سرپا مىزنم ديدهام در جبه مريخ من وجه حجر * گفتهام اين حرف را من پرده بالا مىزنم سالها اين نقش را هر سو زدم در هر كنار * عارفان گفتم سخن را من هويدا مىزنم نكتهسنجان تيزفهمان عارفان اينست و اين * از صدف بگذر دم از لؤلوى لالا مىزنم آشكارا مغز را از پوست عبد اللّه ساخت * من قلندروار دم از نغز كالا مىزنم باقر محمد باقر فرزند عبد الملك [ لاهيجانى ] اديب منشى شاعر با تخلص « باقر » ، گويا از اديبان سدهء سيزدهم ، لاهيجانى است يا